ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
130
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
تحويل داد از او در مىگذريم و كار خلافت را براى تعيين خليفه به شوراى مسلمانان واگذار مىكنيم . بر همان مبنايى كه عمر بن خطاب قرار داده بود . ما هيچ گاه جوياى چند دستگى نبودهايم ، پس ما را يارى دهيد كه خدا شما را رحمت كند ، از خانههاى خود بيرون آييد . پاسخ نامهء معاويه وقتى نامهء معاويه بر مردم مكه و مدينه خوانده شد ، تصميم گرفتند كار خود را يكسره به دست مسور بن مخرمه بدهند تا وى پاسخ معاويه را بدهد . مسور بن مخرمه نيز براى معاويه نوشت : معاويه تو اشتباه بزرگى مرتكب شدى و در جايگاههاى يارى كردن نيز دچار اشتباه شدى . معاويه تو را چه به خلافت ؟ تو آزاد شدهاى ، پدر تو از لشكريان احزاب بود . از ما درگذر ، كسى در ميان ما نيست كه خواهان يارى تو باشد . نامهء معاويه به عبد الله بن عمر معاويه به غير از نامهاى كه براى مردم مدينه فرستاد يك نامهء مخصوص نيز براى عبد الله فرستاد : هيچ يك از مردم قريش در نظر من عزيزتر از تو نيست ، به ياد تو مىآورم كه تو عثمان را خوار كردى و بر كسانى كه او را يارى مىكردند خرده مىگرفتى ، اما با اين وجود چيزى كه اين كارها را براى من دلپذير كرد ، مخالفت تو با على و خردهگيرى تو از اوست . براى گرفتن حق آن خليفهء مظلوم ما را يارى ده . من نمىخواهم حكومت را در دست بگيرم بلكه آن را براى تو خواهانم . اگر از پذيرفتن حكومت سر باز زنى شوراى ميان مسلمانان كسى ديگر را بر خواهد گزيد . پاسخ عبد الله بن عمر به معاويه عبد الله در پاسخ معاويه نوشت : آن چيزى كه تو را به طمع انداخته است همان است كه چنين وضعيتى را براى تو رقم زده است . من على را در ميان مهاجران و انصار ترك كردم ، همين طور طلحه و زبير و عايشه را ، حالا از كسى پيروى كنم كه پيرو توست ؟ اين كه گفتى من در مورد